مجموعه حیات وحش زندگی مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:37

امپراطوری «نهایت مرگ» که مدیون زمستان بود...

joseph stalinاستالین، نه تزار بود نه خان، نه تیتان تاریخ بود و نه تزار، ولی موفق به کسب قدرتی عظیم و لایتناهی گردید. او که در بنیانگذاری یک امپراطوری عظیم، در جایگاهی فراتر از پترکبیر قرار گرفت، مرزهای روسیه را به قدری گسترش داد که وسعت آن به یک چهارم کل دنیا افزایش یافت و سایه قدرتش بر کل جهان مستولی شد. استالین، مستبدتر و ظالمتر از ایوان مخوف، میلیونها انسان را به نام آزادی در یوغ بندگی و اسارت خود کشید. کلماتش برگرفته از کتاب آسمانی بود، اما خدا را انکار می کرد. با تمام این تفاسیر میلیونها انسان او را لغزش ناپذیر و مصون از هر نوع عیب و ناپاکی می دانستند. در کودکی «ژوزف واساری نوویچ جوگاشویلی»، در دوران فعالیت انقلابی «کوبا» (تسخیرناپذیر) و در زمان فرمانروایی «استالین» (انسان پولادین) نامیده شد. او استالین بودن خود را در کودکی یافت و هیچگاه از دست نداد. در سال 1879 در یکی از کلبه های شهر کوچک توری (که امروزه زیارتگاهی در آن ساخته شده است) متولد گردید. پدرش دایم الخمر بود و دیوانه وار او را کتک می زد که سرانجام منجر به فرار وی از خانه شد. مادرش مجبور بود برای امرار معاش و تهیه پول ثبت نام پسرش در مدرسه علوم دینی ارتدکس شهر تفلیس، رخت شویی و اتوکشی نماید. بعدها به یک گروه مخفی سوسیالیستی ملحق شد و تحت تعقیب نیروهای تزار قرار گرفت. پس از آن کوبای آشوبگر داستان ما، دستگیر و به سیبری فرستاده شد. در سیبری که دانشگاه انقلاب و انقلابیون محسوب می شد، مبارزه بین احزاب راست (منشویک) و احزاب چپ (بولشویک) را آموخت. در سال 1904 از آنجا گریخته و صدها مایل را در ارابه ای روستایی طی کرد. در بین راه با سختیهای متعددی از جمله سرمازدگی روبه رو شد ولی در نهایت به تفلیس بازگشت. مقارن با آغاز انقلاب لنین از ژنو و تشکیل اولین اتحادیه کارگران در سنت پترزبورگ توسط تروتسکی، مقاله های آتشین بسیاری را در جورجیا تقریر می نمود.joseph stalin and vladimir lenin مقاله های وی مورد توجه لنین قرارگرفت به طوری که در سال 1905 در یکی از کنفرانس های حزبی ملاقاتی بین آن دو صورت پذیرفت. پس از فروپاشی حزب بولشویک، گروههای مبارزاتی را که به بانکها حمله برده، کشتیهای بخار و خزانه ها را سرقت می کردند، رهبری نمود. به عنوان مثال می توان به 250 هزار منات سرقت شده در یک سرقت مسلحانه که در میدان اصلی شهر تفلیس به وقوع پیوست اشاره کرد. حکومت تزاری در سال 1907 «کوبای» انقلابی را دوباره دستگیر کرد. وی در سال 1917 از زندان آزاد شد و پس از آزادی کارگران صنعت نفت باکو را سازماندهی کرد. در این دوران برای اولین بار از نام استالین استفاده کرد. جنگ جهانی اول قدرت تزار را از بین برد. در سال 1917 دولت کوتاه کرنسکی جایگزین آن گردید، ولی استالین در این رویداد پرمخاطره نقش یک میانه رو را بازی می کرد. لنین پس از پایان جنگ داخلی، تصمیم گرفت دولت را از عناصر نامطلوب پاکسازی کند، از این رو مسئولیت این امر را به استالین واگذار کرد. کمی بعد کلیه امور حزب تحت سرپرستی استالین قرار گرفته و بعدها در اوایل سال 1922 به دبیرکلی کمیته مرکزی حزب که یکی از مهم ترین پستهای مملکتی محسوب می شد، ترفیع مقام یافت. پس از مرگ لنین تلاش خستگی ناپذیری را برای قبضه ی قدرت آغاز گردید. تروتسکی قصد داشت تا به نحوی استالین را دور خارج کند ولی این استالین بود که ابتدا او را از قدرت، سپس از حزب و سرانجام از روسیه اخراج نمود. پس از آن در سال 1929 کاملا قدرت را در اختیار گرفته و از همان سال طرح کشورگشایی خود را آغاز کرد. دستورهایی که صادر می کرد،صریح،ساده،خلاصه و بیرحمانه بودند. به طوری که بعدها در صحبت با وینستون چرچیل چنین اعلام کرد که در انقلاب وی ده میلیون نفر جان خود را از دست داده اند. پس از مرگ قدرت نتوانست طرحهای خود را به اجرا درآورد، زیرا دهقانان مزارع خود را به آتش کشیده و احشامشان را از بین بردند، در نتیجه کشور با اوضاع نابسامان اقتصادی روبه رو شد. این امر تنها و بزرگترین شکست استالین در دوران زندگی او به ثبت رسید. استالین در سال 1934، مقارن با ترور رئیس خزب در لنینگراد، پالایش حزبی خود را آغاز کرد. از سال 1935 تا 1938 جنبش های متعددی توسط بولشویکها صورت پذیرفت. joseph stalinدر اوج این پالایش در سال 1937 برجسته ترین ژنرالهای شوروی به صورت مخفیانه محاکمه و اعدام شدند. پیش از پاکسازی کامل این ژنرال ها توسط استالین در سال 1937، پاکسازی حزبی بر عهده آنها بود. بدین ترتیب میلیونها انسان جان خود را به راحتی از دست دادند. پس از آن قلمرو خود را با افسانه لغزش ناپذیری لنین- استالین پیراسته کرد. پس از نویسندگان، شعرا، موسیقیدانها و نقاشان خواست تا هنر خود را وقف این افسانه نمایند. کوهستانها، شهرها و خیابانهای متعددی با نام استالین نامگذاری شدند. این افسانه تا زمان برقرای پیمان بین استالین و هیتلر در سال 1939 و سالهای پس از آن نیز بر قرار ماند. با سپری شدن کمتر از دو سال از عقد این پیمان، هیتلر آن را زیر پا گذاشت و ارتش خود را به قسمت غربی شوروی گسیل نمود. در آنجا بخت و اقبال و ژنرال قدرتمندی به نام زمستان، مانند آنچه 130 سال پیش برای ناپلئون به وقوع پیوست، استالین را از شکستی سهمگین رهایی بخشید. او جنگ را از داخل کاخ کرملین هدایت کرده و تمامی مردان و زنان توانا را برای مقاومت آماده کرده بود. گروههای روسی در سال 1945 به برلین هجوم برده و استالین در طی چندین سال پس از آن، قدرت خود را تا ملتهای آزادی یافته اروپای شرقی گسترش داد.وقتی مائو تسه دونگ کنترل چین را بر عهده گرفت، الحاق 400 میلیون نفر از اهالی چین به جمعیت 200 میلیونی شوروی نقطه اوج دنیای کمونیسم محسوب گردید. به صورتی که قلمرو استالینی- لنینی شوروی یک چهارم مساحت و یک سوم جمعیت دنیا را به خود اختصاص داد. سرانجام در زمان مرگ وی در سال 1953، این کشور مردی با شرارت بیش از حد و غیر قابل تصور و موفقیتی بیکران را از دست داد.    

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 16 دی ماه سال 1388 ساعت 14:28

روزهای تاریک

 

محمد فرخی یزدی در سال 1267 هجری شمسی در یزد به دنیا آمد. علوم مقدماتی را در یزد فراگرفت. او از همان دوران کودکی رنج و سختی را حس کرد و از نزدیک سختی و رنجمحمد فرخی یزدی اطرافیان خود را دید و بر اثر این رنجها بود که روحیه انقلابی در وی پدیدار گردید. او در دوران کودکی به علت روح آزادی خواهی و شعری که سروده بود، از مدرسه اخراج شد. وی استعداد زیادی در شعر داشت، در نتیجه افکار خود را به نظم کشید. فرّخی در اوایل پیدایش مشروطیت و تشکیل حزب دموکرات ایران،از دموکرات خواهان یزد شد. به خاطر سرودن اشعار انقلابی، حاکم یزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند. این تنها یکی از نمونه های استبداد و جنایت در آن زمان بود. در سال 1289 (1328 قمری)به تهران آمد. به فعالیت خود ادامه داد و اشعار و مقالات انقلابی خود را در جراید منتشر ساخت. او در جریان جنگ جهانی اول به بغداد و کربلا رفت و چون تحت تعقیب انگلیسیان بود، پیاده از بیراهه خود را به شهر موصل عراق رساند. از آنجا به ایران آمد و مورد حمله تزاریان قرار گرفت. او از این حمله جان سالم بدر برد. فرخی در دوران نخست وزیری وثوق الدوله به علت مخالفت با قرارداد 1919 به زندان افتاد و سه ماه را در آنجا گذرانید. پس از آزادی، در سال 1301 (1340 قمری) روزنامه طوفان را منتشر کرد و با نشر مقالات انتقادی به آگاهی و بیداری مردم کمک فراوانی کرد. فرخی یزدی در جشن دهمین سالگرد انتقلاب اکتبر شوروی در سال 1927 میلادی بنا به دعوت دولت اتحاد جماهیر شوروی به اتفاق چند تن به آن کشور رفت و چند روزی در آنجا گذراند و بعد از بازگشت به ایران، سفرنامه خود را در روزنامه طوفان نوشت و چون مقالاتش بر خلاف تمایل دولت بود، روزنامه اش توقیف شد و سفرنامه اش نا تمام ماند. فرخی در دوره هفتم مجلس شورای ملی، از طرف مردم یزد به نمایندگی مجلس انتخاب شد اما در نتیجه ناخشنودی مأمورین دولتی مجبور به مهاجرت به برلین شد. وی هیچ وقت کار خود را به عنوان شاعر کنار نگذاشت. جزو هیأت نویسندگان نشریه پیکار که در آنجا منتشر می شد، گردید. پس از مدتی رسما به او اجازه داده شد که به ایران بازگردد، ولی مدتی از بازگشتش نگذشته بود، که به اتهام توهین به خانواده سلطنتی دستگیر شد و به زندان افتاد. این شاعر بزرگ و آزادی خواه در 25 مهر ماه سال 1318 به دستور رضاشاه در زندان شهربانی به وسیله آمپول هوا کشته شد و به آرزوی چندین ساله خود یعنی "آزادی" رسید.  

 

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز

حمله میکند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای ، ماهرانه در جنگ است

ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار

چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین

می توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می کند در این محفل

دل نثار استقلال ، جان فدای آزادی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 15 تیر ماه سال 1388 ساعت 10:44

                                                                       

michael  jackson micheal  jackson

 

                                        سلطان پاپ

                                       

مایکل جوزف جکسون هنرمند  برجسته و مشهور آمریکایی در بیست و نهم اوت سال 1958 در گری ایندیانا, از حومه های صنعتی شیکاگو به دنیا آمد. مایکل پدرش آمریکایی «جوزف والتر جو جکسون» و مادرش آفریقایی «کثرین استر سکروس» بود. او هفتمین فرزند (از نه فرزند) آن خانواده بود. برادران او ربیه، جکی،تیتو، جرمین، لا تویا، مارلون، رندی و خواهرش جانت جکسون اعضای خانواده را تشکیل می دادند. او در سال 1968 کارش را با عضویت در گروه جکسون 5 شروع کرد. او در سال 1971 در حالی که عضو گروه بود، کار مستقل خود را شروع کرد و در سال های بعد کارش "سلطان پاپ" نامیده شد. آلبوم او در سال 1982 به نام "تریلر Thriller  " پرفروش ترین آلبوم همه دوران شد. چهار آلبوم دیگر وی که در استودیو به صورت انفرادی ظبط شده بود، جزو پرفروش ترین آلبوم ها قرار گرفت: از دیوار (1979)، بد (1987)، خطرناکترین (1991) و تاریخ گذشته، حال، آینده, کتاب اول (1995). در اوایل دهه 80 ، او به صورت یک چهره مسلط در موسیقی و فرهنگ عامه پسند در آمریکا درآمده بود. او  با موزیک ویدئوهای شاهکاری  نظیر: " "beat It و "Thriller"، موزیک ویدئو را به ابزاری قدرتمند برای هنرمندان تبدیل کرد. ویدئوهایی مثل "   " black or white، "scream" جزو پر بیننده ترین ویدئوهای مایکل جکسون در دهه 90 میلادی در تلویزیون است. موفقیت دیگر او به جز تلویزیون، از یک سری از رقص های پیچیده فنی و فیزیکی مشهور بود که مانند یک روبات یا Moonwalker در صحنه حاضر میشد، نشأت میگرفت. موسیقی و صدای او  بر چندین نسل از خوانندگان سبک R&B   و Hip Hop  تاثیر گذار بود. مایکل جکسون میلیون ها دلار صرف کمک به بنیادهای شفا کرد و از حدود 39 موسسه خیریه حمایت می کرد. اما زندگی وی شامل یک سلسله اتفاقات دیگر بود؛ تغییر ظاهر و سیما به صورت غیرعادی و عجیب، مناقشه های گسترده ی او باعث آسیب دیدن چهره ی او نزد مردم و طرفدارانش شد. در سال 1993 به اتهام سو استفاده ی جنسی از یک کودک محاکمه شد ولی به خاطر نبودن شواهد و مدارک لازم پرونده بسته شد و  از مایکل جکسون رفع اتهام شد. جکسون برای دومین بار ازدواج کرد و سه فرزند داشت. در سال 2005 مایکل جکسون به اتحام چندین مورد سو استفاده جنسی و چند اتهام دیگر در دادگاه حاضر شد، اما از همه آنها رفع اتهام شد. او دارای چندین رکورد از سری رکورد های گینس است. (فروش آلبوم، کنسرت ها و ...) او از جمله موفق ترین هنرمندان تمام دوران است. چند روز قبل یعنی در  بیست و پنجمین روز ماه ژوئن (2009) در حالی که همگان چشم انتظار حضور دوباره ی او در کنسرت ها بودند، ناگهان در وست وود لوس آنجلس واقع در ایالت کالیفرنیا در سن 50 سالگی از دنیا رفت.   

زندگی مایکل جکسون شامل چند اتفاق بزرگ است:

1.       دوران کودکی و نوجوانی و عضویت در گروه جکسون 5 (75- 1958)

2.       انتشار آلبوم از دیوار (81-1975)

3.       آلبوم پر فروش تریلر و حضور در کاخ سفید (85-1982)

4.       تغییر چهره و رنگ پوست و اتشار آلبوم بد (90- 1986)

5.       آلبوم خطرناکترین (93- 1991)

6.       اتهام سو استفاده جنسی از کودک و ازدواج (94-1993)

7.       آلبوم تاریخ و ازدواج دوم (99-1995)

8.       اتهامات اخلاقی و تولد سومین فرزند (02- 2000)

9.       فیلم مستند و حضور در دادگاه (07- 2003)

10.   حضور دوباره در اجراهای رنده  (09- 2008)

11.    مرگ (2009)  

      

             

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 12 تیر ماه سال 1388 ساعت 12:16

 

شدت جریان الکتریکی= I

  

آAmpereندره آمپر در 22  ژانویه 1775 در خانواده ای روشنفکر در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد. آغاز جوانی آمپر مقارن با انقلاب فرانسه بود. در شهر لیون انقلابیون قیام کردند. ولی کمی بعد ارتش جمهوریخواهان به شهر مسلط شد و به سرکوب مخالفان پرداخت. پدر او شغل مهمی در دانشگاه دولتی داشت و از طرفداران سرسخت حکومت اشراف بود. وی از جمله قربانیانی بود که در زیر تیغه گیوتین به دستور فوشه جان سپرد. مرگ پدر، ضربه جانکاهی بود که به دنبال آن تعادل روانی آمپر بهم خورد، بطوریکه مدتها دست از کارهای علمی برداشت و یک سال تمام طول کشید تا وی به شرایط عادی خود برگردد و بتواند آن ضربه روحی عظیم را فراموش کند. در سال 1797 با دختری به نام ژولی کارن که به شعر و ادبیات علاقه داشت، ازدواج کرد. اما زندگی امپر پر از حادثه بود.  در سال 1802 همسر جوانش بر اثر ابتلا به بیماری خطرناکی درگذشت.  این حادثه بیش از پیش سبب اندوه فراوان و آشفتگی عظیم آمپر شد، اما با این وجود درس را رها نکرد.  آمپر بیشتر از قبل در جستجوی علم و اکتشافات علمی بشر بود.  در سال 1809 سمت استادی آنالیز و مکانیک در پولیتکنیک را بدست آورد. در این زمان با انتشار کشف مهم خود مورد توجه دالامبر قرارگرفت.  او در سال 1814 دوباره ازدواج کرد . در این سال به عضویت آکادمی فرانسه نائل آمد. وی آزمایشات و تحقیقات علمی خود را ادامه داد و به عمل معکوس دو سیم حامل جریان برق به همدیگر پی برد. وی مشاهده کرد  که زمانی که جهت جریان در یک سیم یکی باشد، سیم ها همدیگر را  جذب می کنند و هرگاه جهت دو جریان مخالف باشد، سیم ها یکدیگر را دفع می کنند . آمپر توانست اکتشافات خود را در آکادمی علوم اعلام کند و شدت جریان الکتریکی و وسیله اندازه گیری آن را به همگان معرفی کند.  اکتشافات اساسی او درباره معادلات با مشتق جزئی سبب شهرت وی شد و او را در گروه بزرگترین دانشمندان قرار داد. کشف دیگر آمپر درباره تلگراف الکتریکی بود که آن را بر اساس الکترودینامیک انتشار داد. او بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه و تحقیق به سر برد. او نظرات خود را در کتابی به نام  «پدیده های روانبرقی » بیان کرد، که در سال 1830 منتشر شد و در معرض استفاده عموم قرار گرفت.  وی در 10 ژوئن 1836 در مارس  به دنبال کار مداوم که روح و تن او را خسته و فرسوده کرده بود و زندگی پرحادثه در گذشت.  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 1 تیر ماه سال 1388 ساعت 16:04

 

  شرطی برای همه

 

هیچ وقت درس نخواند و سواد کافی نداشت. در جوانی به دلیل مخالفت با نیروهای شاه ، مدتی از تبریز دور ماند. اما جون  بسیار صادق و امانت دار بود پس از مدتی بواسطه  امانت دار بودنش توانست به تبریز بازگردد. سردار ملی سومین  پسر حاجی حسن قره داغی در محله امیر خیز تبریز به دنیا آمد. وی شخص اول از دو مدافع مشهور تبریز است. مردم تبریز مدت 11 ماه تمام در برابر نیروهای محمدعلی شاه قاجار با وجود کم بود مواد غذایی و آذوقه، مقاومت کردند. چون ستارخان در این مدت در رأس جمعیت مجاهدان تبریز، ارامنه و قفقازیان قرار داشت و مقاومت شدید تبریزیان در مقابل نیروی عظیم محمد علی شاه تحت راهنمایی او اداره می شد، تدریجا شهرت وی از تبریز به تمامی کشور و سپس به خارج از کشور نیز رسید. ستارخان و باقر خان در اواخر چون کار اهل تبریز به واسطه محاصره و نرسیدن آذوقه بسیار سخت و دشوار شده بود، پس از مذاکره بین کنسولهای روس و انگلیس و تصویب دولتین قرار بر این شد که عده ای از قشون روس به تبریز آمده و را جلفا را باز کنند. در روز یکشنبه 8 ربیع الثانی 1327 عده ای نیروهای روس به تبریز وارد شدند و محاصره تبریز پایان یافت و نیروهای دولتی از اطراف شهر تبریز متفرق شدند. وظیفه ستارخان و باقرخان در دفاع از تبریز و مشروطه به پایان رسید. بدلیل حضور قشون روس در تبریز موقعیت خطرناکی برای این دو بوجود آمده بود. ستارخان و باقر خان و مردم تبریز حاضر به اطاعت از روس ها نبودند. در اواخر ماه جمادی الاخر سال 1327 قمری به کنسولگری عثمانی پناهنده شدند. در روز 8 ربیع الاول سال 1328 تحت فشار شدید روسها، ستارخان و باقرخان تبریز را ترک کردند و به تهران آمدند. در روز 30 ماه رجب همان سال در پارک اتابک که منزلگاه آنان و مجاهدان بود، جنگ سختی بین نیروهای دولتی و مجاهدان بوجود آمد. نیروهای دولتی می خواستند آنها را خلع سلاح کنند. در نهایت نیروهای دولتی 30 تن را کشته و 300 تن را اسیر کردند. ستارخان و باقرخان نیز اسیر گردیدند. چهار سال پس از این واقعه یعنی در ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲ (۲۵ آبان ۱۲۹۳) ستارخان بر اثر زخم پا که از عواقب جنگ مذمور بود، وفات یافت.  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 13:16

خـرد

شب سایه ی خود را بر بام جهان (تبت) گسترده بود. کاروان کوچکی (به طول 17000 فوت ) با صدای زنگوله ها و سم اسبها، تاریکی شب را می شکافت. از گذشته های دور این کشور با قله های پربرف هیمالیا و اقیانوسی از بادهای تازیانه ای  به عنوان کشوری با استحکامات طبیعی شناخته شده بود. سواره نظام ها با تفنگهای تسمه دار راه شب را می شکافتند. رجال سیاسی در درون پوستینهای خزدار و نشانهای فیروزه ای، کاروان را به جلو می راندند. آنها منتظر شنیدن شلیک اسلحه به نشانه ی شکست سربازان چینی بودند.هر یک از این تبتیها به جلو می رفتند و وظیفه ی خود در راه شکست دشمن انجام می دادند یعنی  بیرون راندن دشمن سرزمین بیگانه از خاک کشور. نام اصیلش تنزین گیاتسو است ولی مردمش او را نشی یوربو یا «گوهر مکمل آرزوها» می نامند. در سراسر دنیا با نام دالای لاما معروف است. دالای لاما دالای لاما به معنی اقیانوس خرد است. امروز 50 سال از آن شب ماه آوریل 1959 که دالای لامای 23 ساله از تبت به کشور چین گریخت، می گذرد. او به واسطه ی مهربانی های مردم چین، تفکرات و اندیشه ی خود را شکل داد. به دلیل ترس از حکومت چین هموراه از ورود به سیاست پرهیز می کرد.دیدار وی با روسای چین همیشه غیر رسمی بود.  

دو سال پس از زمانی که به عنوان چهاردهمین آوالوکیتسوارا (دالای لاما) شناخته شد، بیشتر دوران جوانی خود را در قصر غارمانندپوتالا واقع در لهاسا (پایتخت تبت) گذرانید. در زمان شورش مردم تبت علیه کشور و دولت چین، برای شرکت در مذاکره با رؤسای این کشور  به کشور هندوستان (محل تشکیل اجلاس) سفر و با چنان روحیه آرامی با آنها برخورد کرد که جای هیچگونه بحث و جدال را باقی نگذاشت و با عملکرد متواضعانه  خود، با غرور خاصی خویش را چنین توثیف کرد: «من مانند راهبی بودایی عمل کردم، نه کمتر و نه بیشتر».

تنها دالای لاما می توانست حق قانونی برای حکمرانی بیجینگ برتبت را ارائه دهد و او در این زمینه به بهترین وجه عمل نمود، به طوری که به گفتن این مطلب که استیلای چینی ها ویژگی های اساسی و برجسته تبتیها را از بین برده است، آنها را از وقوع انتقامی سخت هوشیار نمود. و قتی شورش مزبور در سال 1989 به نقطه اوج خود رسید و چینیها کشتاری عجیب را به راه انداختند، تحت تأثیر مهتران خود در دارم سالا واقع در شمال هندوستان با خشم بسیار گفت: «ما خون یک ملبیون تبتی را که در تنیجه استیلای چهار دهه ی چین بر این کشور جان خود را از دست داده اند، پاس می داریم» و « هیچگونه سرکوبی چه به صورت قتل عام و نیز به صورت اعمال خشونت نمی تواند فریاد آزادی را خاموش کند». چنین هم شد و در سال 2008  قبل از بازیهای المپیک پکن، تبتیها باردیگر فریاد آزادی خود را به گوش همگان رساندند و دولت چین با کشتار وسیع نتوانست جلوی تبتیها  را بگیرد.

دالای لاما در آن سال (1989) به دلیل مدافعه ی مبنی بر اجتناب از خشونت موفق به دریافت جایزه صلح نوبل گردید. این جایزه به حق نیز شایسته وی بود

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 2 اسفند ماه سال 1387 ساعت 10:59

 تشریفات بهار 

سرگئی دیاگلیف، مدیر باله روسی در خصوص ایگور استراوینسکی چنین بیان داشت:«او یکی از بهترین های دنیای موسیقی و مردی است که بر دروازه ی شهرت و نامداری قرار گرفته است». با رسیدن به شهرت جهانی، از بحث و جدل در مورد موسیقی های وی کاسته شد و نأثیرش بر دیگران فراگیرتر شد. سال 1971 پایان بخش شش دهه تسلط استراوینسکی بر دنیای موسیقی که طی آن توانست تفکرات نسلهای آینده در خصوص موسیقی را شکل دهد، محسوب گردید. همچنین این سال پایانی برآنچه که کولین دیویس آن را «خط سیر موسیقی که با موسیقیهای کلیسایی قرن چهارده آغاز گردید» نیز به حساب می آید، از این رو استراوینسکی حلقه اتصال موسیقی گذشته و آینده جهان است. بر جسته ترین یادگار وی، «تشریفات بهار» در خصوص افسانه های اولیه تصنیف شده و در سال 1913 کار آن تکمیل گردید. پیئر مونتو (رهبر ارکستر) چنین بیان داشت: «وقتی برای اولین بار شنیدم که چنین اثری در حال اجرا بر روی پیانوست، متقاعد شدم که او دیوانه ای بیش نیست ». بIgor Stravinskyعدها در بخش هنرستان موسیقی پاریس بسیاری از شنوندگان تأیید کردند که از برنامه های روی صحنه راضی نبوده و با پرتاب آشغال، تنفر خود را ابراز کردند. این اثر به صورت پلی تونالیته، چند مقامی (Polymodal) و پلی ریتمیک بر اساس هارمونیهای قراردادی و اصول دوازده تنی یکی از معاصران وی به نام شوانبرگ ساخته شده بود ولی آن از تونالیته های متضاد به صورت متقابل استفاده کرده بود به صورتی که با یکدیگر تصادم پیدا می کردند. با این وجود اثر مذکور با برخورداری از استرسهای غیرقابل پیش بینی و حرکت توده ای به نقطه ی اوج ریتم جدیدی را خلق کرد، از این رو او نیز  همانند «اولیس» و «دوشیزگان آوینیون» اثر پیکاسو، راه جدیدی را در عرصه موسیقی به وجود آورد. در ارائه اولین اثر خود از الهامات ناسیونالیستی قوی در سنت بومی روسیه استفاده کرد. پدرش از خوانندگان معروف باس (صدای بم) سنت پترزبورگ بود و پس از مدتی با تشویق پدر، تحت آموزش ریمسکی کورساکوف قرار گرفت. در سال 1908 اثر «آتش بازی» را به عنوان هدیه عروسی دختر کورساکوف برای وی تصنیف نمود. با این اثر، دیاگلیف را به خود جذب نمود که در نتیجه آن تصنیف باله ی «مرغ آتش» در سال 1910 و «پتروشکا» را در سال 1911 با هنرنمایی نیجینسکا ارائه کرد. با ارائه این آثار به موفقیت های بسیار دست یافت. به عرصه رقص و باله وارد گردید و با بالان شین همکاری خود را آغاز کرد و ادامه داد.

به ارائه آثار مشابه تمایل چندانی نداشت به طوری که در سال پس ارائه اثر «تشریفات بهار» (Rite of Spring) آثاری مثل «پادشاه اودیپ» در سال 1927 و «آپولون موزارت» در سال 1928 را ارائه داد که با تمایلات وی نسبت به استفاده از زبان و فرم ساده آپولونیون تطبیق می نمود. همواره از تونالیته ها و سبک های کیفی گذشتگان الهام می گرفت و گاهی آنان را منحصر به خود می نمود.

او پس از سال 1953 یعنی دو سال پس از مرگ شوانبرگ از سریالیسم در آثار کلاسیکی همچون «آگون» در سال 1957 و «موومانها» در سال 1960 برای پیانو و ارکستر استفاده کرد. وی با وجود شکنندگی و برخورداری از احساسات قوی از خصوصیات قوی فیزیکی نفوذناپذیری برخوردار بود. پیکرش پس از مرگ در کالیفرنیا، به ویز آورده شد و اثر «رکوییم کانتیکل» (1966)  وی در تشریفات نهایی انجام یافته در یک کلیسای قدیمی خوانده شد. آهنگسازی که با انرژی دیونیسی (Dionysian) خود تکان شدیدی در جهان بوجود آورده بود، سرانجام در سن 89 سالگی و در مکان موسیقیهایش یعنی همان آپولونیون (خدای شعر، هنر و زیبایی) به خواب ابدی فرو رفت.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 7 بهمن ماه سال 1387 ساعت 11:27

تکه ای از تاریخ

 

خط سیر درخشان جان اف.کندی با عبور از یک میانبر، در نور مهتاب روز جمعه مصادف با 22 نوامبر 1963 در شهر دالاس به نقطه پایان خود رسید. ناگهان تاریخ متوقف شد و پس از تحمل ضربه ای عظیم، اسطوره سازی آغاز گردید. این افسانه قضاوتهای پیشین را شکست داده و با مشاهده حراج فوق العاده داراییهای همسر وی،ژاکلین بوویر کندی در آوریل 1966که در شهر نیویورک صورت پذیرفت،  به نقطه اوج خود رسید. در این مزایده قیمت ها از حد نهایی خود بالاتر رفت. به عنوان مثال یک چوب سیگار که پیش از فروش به مقدار 500/2 دلار ارزش داشت به قیمت 500/547 دلار به فروش رفت. خریداران نسبت به اقدام خود چنین پاسخ می دادند که «تکه ای از تاریخ » را خریداری می کنند. آری در واقع آنها با پرداخت این بها، اسطوره ای می ساختند. با سپری شدن حدود سه دهه از مرگ جان اف.کندی و با وجود اینکه در دوران ریاست جمهوری خود اقدام قابل توجه ای انجام نداده بود، ولی هنوز هم به صورت اسطوره ای جاودان در اذهان مردم آمریکا باقیست. واقعیت این است که وی آنقدر در پست خود باقی نماند که بتوان در مورد عملکردهایش قضاوت منطقی انجام داد.  

President John F. Kennedy کندی آنچه را می توانست به انجام رساند. اگر چه گاهی با لباس کاتولیک های رومی در کاخ سفید ظاهر می شد ولی مذهب را برای همیشه از سیاست آمریکا محو کرد. او برتغییر نسلهای سیاسی آمریکا تاثیر بسیار برجای گذاشته و آن را به روشی شکوهمند به انجام رساند. کندی، جوانی،ایده آلیسم، کمال و در مواردی خشونت و تعصب را به واشنگتن وارد کرده و با استفاده از این حربه که دنیا تغییر خواهد یافت، طراوت و تازگی را برای شهر و ملت خود به ارمغان آورد. اما پس از آن روز تاریخی، برگه ثبت وقایع روزانه ای وی خالی ماند و لحظاتی بحرانی آغاز شد. تلویزیون که رسانه جدیدی محسوب می شد، مراحل رویداد آن واقعه دردناک را به تصویر  کشید. مردم آمریکا برای اولین بار مسائلی همچون تولد وی در خانواده ثروتمند و با پدری سختگیر و مادری با استعداد (1917 بستون، ایالت ماساچوست) شجاعت او در نجات کشتی PT در اقیانوس آرام، برداشتن شنل برادرش که در جنگ جهانی دوم کشته شده بود، مبارزه کشتیهای آمریکایی در میان فریاد دختران نوجوان، کنفرانسها، همسری دلربا، پنجره انبار کتابی واقع در مدرسه تگزاس،گلوله و اتومبیل بلک جک افسار گسیخته را مشاهده می کردند. کندی در سال 1952 به نمایندگی مجلس سنا از ایالت ماساچوست انتخاب گردید و در سال 1960 ریچارد نیکسون را برای کسب مقام ریاست جمهوری شکست داد. لیندن جانسون در فضای اندوه پس از ترور کندی، بسیاری از برنامه های وی از جمله حقوق اجتماعی و برنامه هد استارت(Head start) را در کنگره آمریکا مطرح نموده و با استفاده از هیمن برنامه ها، اجماع عظیم جانسون شکل گرفت. قضاوت در مورد اینکه کندی شخصی رؤیایی و یا سخنوری فصیح بوده، کار دشواری است. او انسانی ماجراجو و آرمانگرا بود. این احساسات را با اقداماتی همچون سفر انسان به کره ماه،بنیان نهادن گروههای صلح و ائتلاف و همبستگی در جهت پیشرفت کشور تلفیق نمود. اما این حس بحرانهای متعددی را نیز بوجود آورد. اعزام گروههای نظامی آمریکا به جنوب ویتنام، بدون ارزیابی نتایج آن، ساخت دیوار برلین و ... از اینگونه بحرانهای متعدد هستند. نیکاتا خروشچف روسی پس از ملاحظه این موارد، از کندی بعنوان رئیس جمهوری ضعیف و بی اراده یاد کرد ولی سرانجام او با فراست بسیار، خروشچف را در کوبا به عقب راند. سیاست داخلی او مانند سیاست خارجی او مشخص نبود. او با وجود عنوان کردن لایحه خقوق اجتماعی (که پیش از تصویب آن ترور شد) با بازجویی مارتین لوترکینگ توسط F.B.I. موافقت کرد. مرگ کندی موجب تصویب سریع لایحه پیشنهادیش گردید. ژاکلین کندی با تحت فشار گذاشتن همسرش، برای بالابردن سطح فرهنگی آمریکا تلاش کرد و روح افرادی مثل باخ،موتسارت، ایگور اساراوینسکی،پابلو کاسالز را در کاخ سفید زنده کرد. ژاکلین بوویر کندی به هنر علاقه مند بود. در دوران تحصیل در دانشگاه مقاله ای را در مورد سرگئی دیاگلیف (مدیر اپرا باله روسیه) نوشت و از طرف مجله Prix de Paris جایزه یک سال اقامت در پاریس و گذراندن یک دوره کارورزی در مجله به او تعلق گرفت. او در طول 1000 روز ریاست جمهوری کندی، تغییرات متعددی را در کاخ سفید بوجود آورد. از پارچه ها و ظروف جدید استفاده کرد. در سبک پوشش زنان امریکایی تغییراتی را بوجود آورد. پس از ترور همسرش از داروهای آرامبخش استفاده نکرد و با اراده راستین در مراسم تدفین همسرش شرکت کرد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>